ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

257

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

همه چيز الزاما رو به افزايش هم خواهد بود . حالاست كه كم‌كم لحظهء حساس فرا مىرسد ، فقط چند دقيقه‌اى باقى است . نظام العلما با محلول طلا بر كاسه‌اى چينى رقم سال نو و زير آن آرزوى بركت را مىنويسد . اكنون ديگر منجمين علامت مىدهند و توپ شليك مىشود و منجم‌باشى رسما به اطلاع شاه مىرساند كه سال نو آغاز شده است . بلافاصله روحانيون حاضر و صاحب‌منصبان بانگ « مبارك‌باد » برمىدارند . از طرف مستوفى الممالك كيسه‌هاى متعدد از سكه‌هاى جديد الضرب طلا و نقره تقديم شاه مىشود ؛ شاه محتوى آنها را روى يك سينى بزرگ نقره مىريزد ، آنها را باهم مخلوط مىكند و به هريك از حاضران چندتائى از آنها مىدهد زيرا گرفتن سكهء نو به هنگام تحويل سال « ميمنت » دارد . برحسب ترتيب ، اول روحانيون ، وزرا و آنگاه بقيهء حاضران در تالار تك‌تك به حضور مىروند و هريك درحالىكه دو كف دست را گود كرده بهم چسبانده است عيدى مىگيرد و بعد دستها را به نشان سپاس به قلب و پيشانى مىفشارد . گاه شاه چند كلمه‌اى محبت‌آميز خطاب به گيرنده مىگويد . گيرندگان عيدى به همان ترتيب كه آمده‌اند از تالار خارج مىشوند . اما شاه كه درباريان احاطه‌اش كرده‌اند بر جاى خود باقى مىماند و باز به همان ترتيب از پنجره‌اى كه باز است به كسانى كه در خارج ايستاده‌اند عيدى مىدهد . تشريفات « عيد تحويل » دو ساعت طول مىكشد . پس از پايان مراسم شاه خسته به اتاقهاى حرم بازمىگردد . آداب و رسوم حلول سال نو و نوروز را آن‌طور كه در روزگار ديرين صورت مىگرفته ريچاردسون به اين صورت شرح مىدهد : « كمى قبل از تحويل سال جوانى خوش بر و بالا كه كنايه از سال نو است بر كنار در اتاق خواب شاه پاس مىداد . در لحظه‌اى كه خورشيد بر فراز افق ظاهر مىشد وى بدون اينكه خبر بدهد وارد مىشد . شاه از وى مىپرسيد « كيستى ؟ از كجا مىآئى ؟ به كجا مىروى ، نامت چيست ؟ چه آورده‌اى ؟ » . جوان در پاسخ مىگفت : « خوشبختم و خجسته ؛ فرستادهء خدايم به سوى تو ؛ آورندهء سال نوام » . ديگرى كاسه‌اى مىآورد پر از گندم ، لوبيا ، عدس ، كنجد و برنج و از آنها گذشته كلوخهء قند و سكه‌هاى نو . آنگاه وزيران و بزرگان كشور قرص نانى تقديم مىداشتند . شاه قدرى از آن مىچشيد و بقيه را بين حاضران تقسيم مىكرد و در آن حال مىگفت : « اين روز نوى است از سال نو از روزگار نو كه در آن همهء موجودات زندگى نوى از سر مىگيرند . » سرانجام وى بزرگان مملكت را جامه‌هاى نو و هداياى ديگر مىداد . » از اين توصيف به خوبى برمىآيد كه رسوم و سنن هرچند نه به كمال اما به مقدار زياد تا به امروز روز به همان صورت باقى مانده است . جشن كه با نوروز آغاز مىگردد سيزده روز دوام دارد . در طول اين روزها تقريبا همهء كسب و كارها تعطيل است ؛ در اين مدت همه منحصرا به تفريح مىپردازند ، از لذايذ خانوادگى برخوردار مىشوند يا به ديد و بازديد يكديگر مىروند و به هم تبريك مىگويند . اما هرگاه نوروز با ماه